مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در وفات حضرت ام البنین
آهم چرا از سوز هجرت آتـشین نیست قلبم چرا چون قبل از دوری غمین نیست تـو نـیـسـتـی! مـن بـیخـیـال بـودن تـو بیعارم و از ننگ داغی بر جبین نیست من را هـمـیـشه در بـدی میبـیـنـی اما دیگر شرار قهـرت آقا در کمین نیست حق میدهم از من، تو برداری نظر را میدانم از لطف تو سهمم بیش از این نیست آنقـدر که غـیر از تو را با چـشم دیـدم چشمم دگر با گریه در روضه قرین نیست دیـگــر نــدارم انــتــظــار دیــدنـت را تـقـدیـر این آلـودهدامـن ایـنچنین نیست تنها مسیری که نجات من در آن است جز کـربـلای روزهای اربـعـین نیست روضه بخوانم! مادری جانسوز میگفت بعد از حسین امالبـنین، امالبـنین نیست |